قصه ی پايان نه امروز است...تکراريست... رفتن بوران...سال نو از نو ...زندگی جاريست.............گر چه رفتيم و ز پس آمد غبار کهنگی.....اما.....ياد يار بی کسی ها ...همچو زخم ان شقايق کاريست.......ميرويم از خاطر تقويم و باز......در پس کوچه به دنبال دليم.....در خيال پنجره همپای باران ميدويم.........زندگی جاريست...حتی بی رمق.....اين گذر را هم چو آن بيراهه ها بايد دويد.......پس بيا همراه باران پر کشيم......پيش از انکه اين بهار هم بگذرد....****************سال نو بر همگی مبارک*******