|
ღشب گرد تنهاღ
یادمان باشد عشق متعلق به لحظه هاست و نفرین برای همه ی عمر . . .
سلام به دوستای مهربونم. خوبین؟(ان شا الله) به دلیل شروع امتحانات اینجانب وبلاگ تا اول تیر ماه اپ نمی شود ولی هر وقت بتونم میام بهتون سر می زنم دوستون دارم بای دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ٢:٠٧ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
وقتی باد آروم آروم، موتو نوازش میکنه...
طبیعت وجودتو اینقدر ستایش میکنه...
وقتی که یواشکی خواب به سراغ تو میاد...
برای داشتن چشمای تو خواهش میکنه...
این همه عاشق داری، چطور حسودی نکنم ؟!این همه عاشق داری، چطور حسودی نکنم ؟! وقتی شب فقط میاد، برای خوابیدن تو
خورشید از خواب پا میشه، تنها واسه دیدن تو
وقتی که چشمه حریصه، واسه لمس تن تو
یا که پیچک آرزوشه، بشه پیراهن تو
این همه عاشق داری، چطور حسودی نکنم ؟!این همه عاشق داری، چطور حسودی نکنم ؟! وقتی هر پرنده به عشق تو پرواز میکنه
عشق تو، حتی طبیعتو هوس باز میکنه
وقتی تو قلب خدا این همه جا هست واسه تو
چرخ گردون، واسه تو گردشو آغاز میکنه
این همه عاشق داری، چطور حسودی نکنم ؟!این همه عاشق داری، چطور حسودی نکنم ؟! جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩۱ | ۱٠:٠٧ ق.ظ | f.b | هم نفس ها()
+ ارزوی من این است...آرزوی من این است که دو روز طولانی در کنار تو باشم ، فارغ از پشیمانی آروزی من این است ، یا شوی فراموشم یا که مثل غم هر شب ، گیرمت در آغوشم آرزوی من این است که تو مثل یک سایه سر پناه من باشی ، لحظه ی تر گریه آرزوی من این است ، نرم و عاشق و ساده همسفر شوی با من ، در سکوت یک جاده آرزوی من این است ، هستی تو من باشم لحظه های هشیاری ، مستی تو من باشم آرزوی من این است تو غزال من باشی تک ستاره ی روشن ، در خیال من باشی آرزوی من این است در شبی پر از رویا پیش ماه و تو باشم ،لحظه ای لب دریا آرزوی من این است از سفر نگویی تو تو هم آرزویی کن ، اوج آرزویی تو آرزوی من این است ، مثل لیلی و مجنون پیروی کنیم از عشق ، این جنون بی قانون آرزوی من این است ، زیر سقف این دنیا من برای تو باشم ، تو برای من تنها...
یکشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩۱ | ۱۱:٠٠ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
سلام دوستان
این دیگه آخرین سلام تو سال90 امسالم تموم شد با همه خاطرات خوب و بدش داره بهار میاد همه چی تازه میشه بیاین ما هم دلامون رو تازه کنیم هر بدی که دیدیم ببخشیم از هم کینه و ناراحتی نداشته باشیم و یه سال خوب با هم سپری کنیم امیدوارم امسال سال خوبی واسه همه باشه.... نوروز 91 مبارک
جمعه ٢٦ اسفند ۱۳٩٠ | ۸:٠٦ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
غریب است دوست داشتن و عجیب تر دوست داشته شدن وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد و نفسها و صداو نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده به بازیش می گیریم هرچه او عاشق تر ما سرخوش تر هرچه او دل نازکتر ما بی رحم تر تقصیر ما نیست تمامی قصه های عاشقانه اینگونه یه گوشمان خوانده شده اند. جمعه ٢٦ اسفند ۱۳٩٠ | ٧:٥٧ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .
چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٠ | ۱:۳۱ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
روزی مردی عقربی را دید که درون آب دست و پا میزند. او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد اما عقرب انگشت او را نیش زد. مرد باز هم سعی کرد. اما عقرب باز هم او را نیش زد رهگذری او را دید و پرسید: برای چه عقربی را که نیشت میزند نجات میدهی؟ مرد پاسخ داد: "این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم". طبیعت شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠ | ۱:۱٩ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
دستهایم به آرزوهایم نمی رسند آرزوهایم بسیار دورند ولی درخت سبزم میگوید امیدی هست خدایی هست این بار برای رسیدن به آرزوهایم یک صندلی زیر پایم می گذارم شاید این بار دستم به آرزوهایم برسد... دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠ | ٧:٢٥ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
و بهترین لحظه های زندگی شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٠ | ٢:٥٢ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠ | ۱٠:۳٢ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
البر کامو:محبوب کسی نبودن فقط یک بدشانسی است در حالی که عاشق کسی نبودن بدبختیست..... پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠ | ٢:۱٢ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
مرهم دل من نگاه در آینه و آب است بر بام قلبم جغد شوم غصه خواب است این غصه ها از گناه شب من نیست جاده ی تقدیر من پر از پیچ و تاب است گه گاهی صدایی می شنوم از شادی به خود می آیم و می یابم که سراب است زمانی در دلم عشق خانه ای داشت از این دنیای پر نفرت حالم خراب است از علم دهر علت غم خواستم، عجبا با من گفت که او هم اینجا بی جواب است دانستم که این جهان خود زیبا نیست زیبایی کاسه ها هم از رنگ و لعاب است در عجب بودم که چرا بعضی شادند یافتم اینهم مستانگی ناشی از شراب است چه نامها که بیهوده فراموش گشت چه عمرها که سالها نهفته در کتاب است پیر از جوانیم شدم در این بی کسی داشتن یک هم سخن برایم گنج ناب است
جمعه ۱٦ دی ۱۳٩٠ | ٢:٥۸ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
در غمهای دل خستم تو شادی را به یاد آری از ابر مهر با نگاهت باران عشق میباری برای تو پی عشقت دچار مستانگی گشتم ز یادم رفت در این دنیا غم فقر و بیعاری به جزتعقیب دل مستت، به جز یا نگاه تو به جز عاشقی کردن مرا در شهر چه کاری دل سرد و سیاه من به رنگ آسمان گشت تو در دل سنگ دنیا هم نهال مهر میکاری مینویسم ز چشم تو ز یاد و خاطرات تو میدانم نامه هایم را به دست آب میسپاری گر تو کنار دلم باشی شاه مستانگی هستم در این دنیای تنهایی تو تاجم را نگه داری تو را در هرکجا بینم تو را در هرکجا یابم تو را در یاد دارم چه دررویا چه بیداری در میان سیل غمها میان آتش و دود تو در هر حال و هر ساعت، برای دل من یاری جمعه ۱٦ دی ۱۳٩٠ | ٢:٥٦ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
باز یک شانه میخواهم برای گریه کردنم از این فشار خم شده باز شانه ها و گردنم خسته شدم از این هم شعرهای عاشقانهام به گوش کس نمی رسد این اه و این بهانهام باز هوس کردم شب زیر باران سر کنم این یک شب را فقط با حال پریشان سر کنم درد در خونم جاریس نقش بر دل می زند بر شیشه های زندگیم باز خاک و گل می زند آسمان میغرد و رود جای آب اشک میبرد این آب بر استحکام کوه بازهم رشک می برد در مرداب این جهان دگر نمانده دلی پاک آرام می گیرم امشب در دل سردعمق خاک جمعه ۱٦ دی ۱۳٩٠ | ٢:٥٤ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
چشم هایت را می بینم و می پندارم، که ندارد هرگز حس عاشق ها را!
و چه حسرت بخورم که چرا،آه چرا دل به دستان تو دادم؟!
دل پاکم که در آن هیچ کسی جای نداشت
تا به آن روز قشنگ....
تیله هایی مشکین در میان صدف چشمانت
دیدم و جا خوردم
دل پاکم را چرا در میان قفس سینه ی خود جای ندادی؟!!
و چه حسرت بخورم،که مباد، آه مباد، که گرفتار شوی تو به آه دل من!
جمعه ۱٦ دی ۱۳٩٠ | ٢:٥۱ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ | ٢:٠۱ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
تمام حس ها رو دورم میچینم و دایره ای از تردید و تنهایی درست میکنم دایره ای که خودم را در آن حس میکنم نا گاه دایره برایم تنگ میشود تنگ و تنگ تر انگار میخواهم له شوم در این محلکه بقیه حس ها را زیر پایم میگذارم عشق شادی... تاقدم را بلند کنم شاید بتوانم از این محلکه فرار کنم از دیوار هایش که تنگ و تنگ تر میشود به خودم می ایم که جایی در این عرصه خاکی ندارم پس چرا نمیگذارم له شوم آمدنم را نخواستم و با خواست دیگری امدم رفتن با اوست اما ماندنم هم همینطور عروسک دردستانم وخودم عروسکی در دستان زندگی فریاد های بسیاری در گوشم هست که میخواهند کر شوم قهقه فریاد اه ودرد... میله ای کنار دیوار است بر میدارم و بر دیوار ها میکوبم یاد کوبیدن های زندگی بر کمرم و بر جسه ی کوچکم میافتم پس دست بر میدارم از این کوبیدن ها اما این که دیوار است نه من زندگی نیستم درد را درتمام وجودم حس میکنم چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٠ | ۳:٠٥ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
اون وقت درد داره هـــــــــــــــــــــــــــــا،درد چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٠ | ۳:٠٠ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
شادی را هدیه کن حتی به کسانی که ان راازتوگرفتند * عشق بورز به انها که دلت را شکستند * دعاکن برای کسانی که نفرینت کردند * پس درخت باش بر غم تبارها پس بر کوری چشم خفاش ها:بهار شو وبخند که خدا هنوز ان بالا با ماست دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠ | ٧:۳٧ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
سازنده ترین کلمه «گذشت» است...آن را تمرین کن. پرمعنی ترین کلمه «ما» است...آن را به کار بر. عمیق ترین کلمه «عشق» است...به آن ارج بده. بی رحم ترین کلمه «تنفر» است...با آن بازی نکن. خودخواهانه ترین کلمه «من» است...از آن حذر کن. نا پایدارترین کلمه «خشم» است...آن را فرو بر. بازدارنده ترین کلمه «ترس» است...با آن مقابله کن. دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠ | ٧:۳٤ ب.ظ | f.b | هم نفس ها()
|
||
| .: طراحی قالب وبلاگ : نایت اسکین :. |